بیم ها و امیدهای برندینگ سبز در ایران

این روزها برخی از پایتخت نشینان شاهد بنرها و بیلبوردهای تبلیغاتی متفاوتی با عنوان های همچون “#حیوانات_را_شکار_نکنیم” در سطح شهر هستند. بنرها و بیلبوردهای که آرم و نشان سازمان های دولتی متولی یا سمن های فعال در این حوزه را یدک نمی کشند.

کمی کنجکاوری مشخص می کند بنرها متعلق به مجتمع “تجاری اداری آرتمیس” حوالی فرمانیه تهران است. مجتمعی که هنوز آغاز به کار رسمی خود را جشن نگرفته و در واقع این بنرها، آماده سازی ذهن مخاطب با نوع جدیدی از تبلیغات است که شاید خیلی هم برای چشم و ذهن مخاطب ایرانی آشنا نباشد.

اگرچه در بیشتر نقاط دنیا، محیط زیست به عنوان دغدغه ای بزرگ و جهانی در اولویت کاری بخش های خصوصی و دولتی قرار گرفته و حتی در برخی کشورها، بخش خصوصی و سمن ها پیشروتر از بدنه دولتی به ایفای نقش و مسئولیت اجتماعی خود در این زمینه می پردازند اما در ایران همچنان حفظ محیط زیست تنها، وظیفه یک ارگان دولتی است و ایفای نقش و مشارکت مردمی و مدنی در این حوزه آن هم به ویژه در بدنه خصوصی بخش اقتصادی کشور در پله های ابتدایی قرار دارد. از این رو می توان اقدام آرتمیس را قابل تحسین دانست و حتی فراتر از تشویق، به صورت هدفمند مجموعه را به سمت برندینگ سبز سوق داد.

اقدامی که به گفته مدیر مجموعه و تیم طراحی و تبلیغات به نوعی با اسم مجموعه نیز سازگار است. “آرتمیس” در تعریف یونانی الهه یا ایزد بانوی حامی شکار، حیوانات وحشی، گیاهان، عفت زنان و تولد کودکان و در تعریف ایرانی نام بانویی ایرانی که در زمان خشایارشا دریادار بوده، است. تعریف یونانی مورد استقبال و استفاده تیم طراحی و تبلیغ قرار می گیرد و بنرها و بیلبوردهای شهر را شکل می دهد.

البته مدیر مجموعه و تیم طراحی و تبلیغ، ایده های دیگری نیز در این حوزه دارند اما علایق و سلایق شخصی خودشان هم بیشتر به سمت موضوع شکار و حمایت از حیوانات است. علاقه و سلیقه ای که شکل مسئولیت و فعالیت مدنی به خود گرفته و قرار است طی ماه های آینده با شعارهای گوناگونی، مردم را به دوستی با حیوانات و نه به شکار دعوت کند.

حمیدرضا میرزاده خبرنگار حوزه محیط زیست که حالا چند وقتی است ویژه روی موضوع شکار و مسائل مرتبط به آن تمرکز دارد در خصوص اثرات مثبت و منفی چنین اقداماتی می گوید: سوق دادن توجه و نگاه جامعه به سوی حیات وحش و واقعیتی به نام شکار، نتایج مثبتی خواهد داشت. زیرا بخشی از جامعه تصویری مبهم از حیات وحش و زیستگاه های طبیعی دارد و بخشی دیگر، تصویری نسبتا غیرواقعی و هیجان زده از طبیعت دارد.

وی معتقد است: اگرچه تاکنون رسانه ها تلاش هایی برای شناساندن واقعیات به جامعه داشته اند اما این تلاش ها کافی نبوده و نیست.

این فعال محیط زیست می گوید: اینکه یک مرکز خرید در جهت این آگاه سازی اقدام کند، اتفاق بسیار خوبی است، چون در بسیاری مواقع پیام هایی که به صورت اتفاقی به افراد منتقل می شود، توجه تعداد بیشتری از افراد را جلب می کنند و ماندگاری طولانی تری در ذهن آن ها دارند. اما نباید این نکته را هم فراموش کرد که پیام های این چنینی باید بادقت زیاد انتخاب شوند تا تاثیری ناخواسته به دنبال نداشته باشند.

به گفته میرزاده، امروزه در کشور، حساسیت های زیادی در رابطه با مسئله شکار به وجود آمده است و گاهی واکنش ها، خصوصا در شبکه های اجتماعی به سمت تهدید و توهین می رود. در صورتی که همزمان با بالا رفتن حساسیت ها، برخی شکارچیان رفتار خود را تغییر داده اند. برخی به شدت محافظه کاری می کنند، برخی به سرعت با محیطبان درگیر می شوند و عده زیادی نیز فاصله خود را با سازمان حفاظت محیط زیست بیشتر کرده اند و این اتفاقات، کار را برای پیشگیری از تخلفات و حفاظت از مناطق دشوارتر می کند.

او معتقد است: این اتفاق ها، به معنای آن است که گاهی پیام ها خیرخواهانه است اما نتیجه آن نیست که انتظارش را داشته ایم.

این فعال رسانه ای تاکید می کند: توجه مراکز خرید به موضوع حیات وحش همانطور که می تواند تنها در مرحله یک شعار تبلیغاتی عامه پسند باقی بماند، می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. مثلا یک مرکز خرید می تواند کیسه های پلاستیکی یکبار مصرف را حذف کند، استفاده انرژی در ساختمان را بهینه کند، اجازه فروش محصولاتی که برای تولید آنها بخشی از زیستگاه های طبیعی و جمعیت های حیات وحش آسیب می بینند را به فروشگاه ها ندهد و البته برای مشتریان خود نیز دلایل این محدودیت ها و ممنوعیت ها را توضیح دهد.

میرزاده اشاره ای هم جنبشی به نام «یک درصد» در بسیاری از کشورهای دنیا دارد و توضیح می دهد: این جنبش از صاحبان صنایع و خدمات و مراکز بازرگانی می خواهد تا یک درصد از سود خود را برای محیط زیست صرف کنند.

این فعال محیط زیست یادآوری می کند: برخی کشورها این یک درصد را از مالیات های سالیانه کم می کنند تا افراد به این کار تشویق شوند. با اینحال بسیاری از فعالان اقتصادی این کار را حتی بدون مشوق های مالیاتی انجام می دهند چون برای آنها جنبه های تبلیغاتی دارد و البته به عنوان مسئولیت اجتماعی شرکت ها شناخته می شود.

به گفته وی، این یک نکته مهم است که هدف مراکز تجاری و اقتصادی، کسب درآمد است، پس مهم ترین مشوق برای آن ها، درآمد بیشتر است. پس اگر یک مرکز برای تبلیغات و کسب درآمد بیشتر، فعالیت های محیط زیستی انجام داد، هیچ ایرادی ندارد. تنها نکته این است که تبلیغات محیط زیستی نباید پوششی برای فعالیت های مخرب محیط زیست باشد. مثلا شرکتی که فعالیت اقتصادی اش به صورت مستقیم باعث آلودگی هوا و آب می شود نباید به بهانه تبلیغات محیط زیستی، وظایف خود برای کنترل آلاینده ها را فراموش کند و به عبارتی از تبلیغات برای تطهیر خود استفاده کند.

آسیب به محیط زیست، چالش نوین برندهای جهانی

حسین گنجی دبیر مجله “یادآفرین” که قرار است به صورت حرفه ای به موضوع برندینگ در ایران بپردازد، در خصوص برند سبز معتقد است: تا دهه گذشته مشتریان محصولات متنوع در دنیا به پروداکت و محصول نهایی توجه داشتند و مصرف و کارکردهای مترتب بدان اولویت غائی، هم تولید کننده و هم مصرف کننده بود، اما در دهه اخیر علاوه بر آن اولویت ها، شاخص های دیگری نیز افزوده شده است که مثل ارزش افزوده جایگاه ویژه ای نزد مشتریان دارد و تولید کنندگان هم بدان توجه می کنند. اولویتی که شاید در کارکردها هیچ تغییری ایجاد نکند ولی حس خوش آیندی به مشتری و جامعه که مخاطبان اصلی برند هستند القا می کند.

وی می گوید: امروزه سوا از محصول، روند تولید محصول و شکل مسیر نیز ارزشمند شده و شاخصی برای ارزش گذاری محصول و برند در نزد جامعه و مخاطبان است.

گنجی ادامه می دهد: قطعا اگر برندی، محصول بسیار خوب و با کیفیتی ارائه بدهد ولی در روند ساخت خود شاخص های محیط زیست را رعایت نکند یا به حیوانات و زیستگاه های آن ها آسیب بزند، برند خود را با چالش جدی نزد مخاطبان نهایی خود مواجهه ساخته است.

دبیر مجله یادآفرین معتقد است: حس اجتماعی که در کوران دوران صنعتی فدای توسعه و ترقی و به فراموشی سپری شده بود، امروز یا به دلیل احساس خطری ناشی از سال ها تلاش فعالان محیط زیست و فعالان عرصه های اجتماعی و نهادهای پیگیر بین المللی یا به خاطر منافعی که جامعه و بسترهای اقتصادی و تخفیف های مالیاتی برای صنعت محاسبه می کنند، یک راهبرد ترویج و توسعه برند شده که تحت قالب و عنوان برند سبز مطرح است.

وی توضیح می دهد: برند سبز، برندی است که سوای تولید و ارائه خدمات و محصول، مسئولیت اجتماعی هم می پذیرد و در کنار اقدامات زود بازده و نفع شخصی، مراقب نفع اجتماعی و زیست بوم و زیست جهان انسان هم هست و البته این موضوعی است که نیاز به آگاه سازی و ترویج درست مفاهیم دارد. گنجی تاکید می کند: باید مراقب بود که این مفهوم هم مثل مفاهیم زیبای دیگری که تولید می شود، دوباره از ماهیت و معنای خود و رسالتی که بر دوش دارد، خالی و تهی نشود.

دبیر مجله یادآفرین خاطرنشان می کند: برند سبز باید عاری از آسیب زنندگی اجتماعی، زیستی و طبیعی باشد و مسئولیت اجتماعی و مراقب زیست اجتماعی را اینگونه تعریف کند و نه اینکه عکس یوزپلنگ ایرانی را کنار تصویر لباسی از پوست حیوان دیگر قرار دهد و خود را برند سبز و حامی محیط زیست معرفی کند.

گنجی می گوید: شاید درست تر این باشد که برند سبز در قالب برند و سندی بالادستی تدوین و تعریف شود تا بتواند ایفاگر نقش بهتر و پر رنگ تری در عرصه اقتصادی باشد. زیرا در اینصورت تمامی برندها مثل یک استاندارد واحد با پذیرش ساختارها و چارچوب آن، تلاش می کنند تا خود را به عنوان یک برند سبز موثر معرفی کنند. و این درست شبیه به جایگاه استاندارد است که تمامی برندها برای اعتماد سازی و جلب مشتری، نیازمند بهره مندی از آن هستند.

با جمع بندی این نظرات، به نظر می رسد، باید منتظر بود و دید که آرتمیس در مسیری که آغاز کرده به چه موفقیت هایی دست پیدا می کند؟ آرتمیس می تواند الگویی برای سایر بخش های خصوصی فعال در حوزه اقتصاد باشد؟ بدنه اقتصادی ایران اعم از دولتی و خصوصی می تواند در مسیر توسعه پایدار گام بردارد؟ برندینگ سبز در ایران نیز می تواند همپای جامعه جهانی به رشد و موفقیت برسد؟ این ها بخشی از سوالاتی است که تنها گذر زمان و آینده می تواند جواب های قطعی و روشنی برای آن ها داشته باشد.

« دنیای سفر » این نوشته را از «
زیست بوم » آورده است. واکاوی، پی گیری، نگارش و آفرینش، شایسته سپاسگزاری است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *