آيا مرغ همسايه واقعأ غاز است…!!!

ارسال شده توسط:(محمد ب ر )

دربیشتر بدانید

۳۰ جولای ۲۰۱۶
۱۴ نظر

سه بخش جهان در دوران جنگ سرد: آبی: جهان اول، قرمز: جهان دوم، سبز: جهان سوم.

سه بخش جهان در دوران جنگ سرد: آبی: جهان اول، قرمز: جهان دوم، سبز: جهان سوم.

شايد با عبارت جهان سوم آشنا باشيد يعني كشورهايي كه اوضاع چندان مرتبي از لحاظ سياسي اقتصادي ندارند و جنگ و اختلافات دروني هر لحظه آنها را تهديد ميكند و معمولأ قدرت توسط عده اي به وسيله زور و سركوب در اختيارشان قرار ميگيرد و مردم نقش تعيين كننده اي در انتخاب سرنوشت خود ندارند اينها شايد مختصر ترين تعريف از يك كشور جهان سومي باشد ولي چرا ما خودمان را جهان سوم ميدانيم در حالي كه اينگونه نيست.كشور ما ايران با در آمد سالانه ٥٧ ميليارد دلار و وجود منابع عظيم نفت و گاز و معادن بيشمار يك كشور ثروتمند به حساب ميآيد و با اينكه در سالهاي گذشته درگير جنگ تحميلي و تحريمهاي بيشمار توسط قدرتهاي استكباري بوده است اما به هر طريق ممكن خودرا از ورشكستگي و بحران دور نگاه داشته ولي در زمانهايي نيز با ركود شديد و تلاطم مواجه بوده است اما باور مردم اين سرزمين همواره بر اين بوده كه ما جهان سوم هستيم و بايد اوضاع همين باشد كه هست كه اين تصوري اشتباه است حالا اگر باور نداريد به ادامه مطلب توجه كنيد تا موضوع برايتان روشن تر شود…سال ٢٠٠٩ ايران با خريد ١٣٣٩ دستگاه اسكانيا به عنوان هفتمين مشتري كمپاني سوئدي شناخته شد و ولوو و بنز نيز به ترتيب با ميانگين تقريبي ١٠٠٠ دستگاه از بازار ايران بهترين بهره را برده اند ، با شروع تحريمها تمامي منافع حاصل از فروش به جيب شركتهاي چيني سرازير شد و اروپاييها جزء اولين كساني بودند كه متحمل ضرر شدند و شايد بحران مالي امروز اروپا بي ارتباط با قطع روابط تجاري با ايران نباشد ضمن اينكه زماني ايران با چنين حجمي از فروش مواجه بود كه بازارهاي بزرگي همچون روسيه و برزيل با كاهش شديد تقاضا روبرو بودند امروز هم با ظرفيت ١٥٠ هزار دستگاه كاميون براي نوسازي ايران به عنوان يك بازار جذاب و بزرگ براي همين كمپانيها به حساب ميآيد كه براي ورود به آن لحظه شماري ميكنند ولي شايد ضرب المثل معروف مرغ همسايه غاز است در اينجا مصداق عيني به خود گرفته تا جايي كه ناوگان نيمه فرسوده و تقريبأ از رده خارج ولي پر تعداد كشور همسايه يعني تركيه را با هزار آب و تاب تعريف و تمجيد ميكنيم يا كاميونهاي فرسوده و دست چندم افغان را به عنوان مدل روز باور كرده ايم ولي شايد ندانيم كه همين افغانها با تعداد كمي از كاميونهاي خود با كمترين كرايه ممكن كه حتي كفاف آب و غذايشان را به سختي ميدهد در حال تردد هستند و قيمت ارزان كاميون را در افغانستان نوعي خوشبختي به حساب مي آوريم در حاليكه در جاده هاي خطرناك و نا امن اين كشور ممكن است در چشم برهم زدني همين كاميون كهنه و ارزان قيمت را از دست بدهيد و اگر چنانچه شانس آورده و جانتان را از دست ندهيد بايد مدتي را به كارگري در كشوري ديگر بپردازيد تا بتوانيد يك كاميون فرسوده اروپايي ديگر بخريد. پاكستان ازبكستان تاجيكستان قزاقستان قرقيزستان و تركمنستاني ها هم دست كمي از افغانها ندارند و در عراق نيز اگر راننده نباشيد بهتر است حتي اگر سوار بر بهترين كاميون حال حاضر دنيا شويد بد نيست بدانيد متوسط رفاه و سطح زندگي رانندگان اين كشورها از ما ايرانيها به مراتب پايين تر است يا به عبارتي ميتوان گفت يك راننده ايراني با فروش كاميون خود ميتواند چند كاميون افغاني يا تركمن يا قزاق را به همراه تمام آنچه كه در زندگي خود مانند خانه و ماشين و حتي اسباب و اثاثيه شان را يكجا بخرد بدون اينكه بدهكار شود و اگر چنانچه به اين موضوع باور نداريد حتمأ به يكي از كشورهاي بالا سفر كنيد و از نزديك به تحقيق در اين مورد بپردازيد. تركيه اي ها هم با تمام ادعاها خودمالكي را بهتر از شركت مالكي ميدانند زيرا معتقدند رانندگان ايراني با آزادي و اختيار در كشورشان كار ميكنند و هرگز درگير بروكراسي و استخدام در يك شركت خاص با حقوق مشخص نيستند و ترس از ركود و بروز بحران مانند تركيه لحظه به لحظه همراهشان نيست اينجانب نيز به دفعات از رانندگان ترك شنيده ام كه ميگفتند راننده ايراني آقابالا سر ندارد…!!! ضمن اينكه قيمت ارزان گازوئيل ايراني برايشان مانند يك روياي دست نيافتني ميماند امروز با نگاهي به ناوگان ترانزيت بين المللي ايراني در خارج از كشور متوجه اين موضوع خواهيد شد كه بهترين كاميونها با برندهاي معتبر در اختيار رانندگان ايراني قرار دارد و تعداد ناوگان فرسوده كشورهاي همسايه هم با وجود اينكه قيمت كاميون در آن كشورها بسيار ارزانتر از ايران است و محدوديتي براي ورود هيچ برندي ندارند كمتر از ايران نيست ضمن اينكه كاميونهاي فرسوده ايراني از انواع ماك و ولوو و بنز هستند و كاميونهاي فرسوده آنها از انواع بي نام و نشان روسي و چيني و هندي…!!!
در اين نوشتار از پرداختن به آمارها پرهيز شد و اينجانب در پي اثبات برتري خود مالكي به شركت مالكي و غيره نبودم ضمن اينكه به كارشكني ها و كوتاهي ها و از دست دادن بازار حمل و نقل ترانزيت در منطقه اعتقاد كامل دارم و معتقدم بايد بيش از اينها به چنين بازار پر سودي توجه ميشد و نوسازي ناوگان نيز يكي از ضروريات است حال هدف از نگارش اين مقاله بهبود ذهنيت برخي از خوانندگان محترم سايت ايران ترانزيت بود كه در برخي اظهار نظرها با حسرت و اندوه از ناوگان حمل و نقل برخي از كشورها صحبت ميكنند و گويي راننده غير ايراني را خوشبخت دو عالم ميپندارند در حاليكه مشكلات حمل و نقل زميني در برخي كشورها حتي در خود اروپا مانند فرانسه با اعتصابات پي در پي و وضع قوانين دست و پاگير براي شركتها و رانندگان روز به روز بدتر و بدتر ميشود.
نوشته: جمال الدين محمد براتلو (محمد ب ر)
وبسايت: ايران ترانزيت


۲۰۱۶-۰۷-۳۰

.
Leave a Reply